محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1733
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
بود ، و گفت كه : ايشان شما را طاعت نمىدارند ، و سپاه شما را هيچ « 1 » ندادند ، و با ايشان حرب همى كردند . و پيغامبر عليه السّلم خواست كه لشكرى ديگر بفرستد ، خداى عزّ و جلّ اين آيت بفرستاد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ . « 2 » الى آيه . و آن عقبه را جاهل خواند . و اين عقبه آن بود كه خداى تعالى اين آيت بشان او بفرستاد ، بدان وقت كه خيو بر روى پيغامبر عليه السّلم انداخت : وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا . « 3 » و هم اين عقبه بود كه مر پيغامبر عليه السّلم را تنها اندر يافت و دستار به گردن او اندر كرد و مىكشيدش ، تا مردمان در رسيدند و از دست وى باز ستدند و او را خوار كردند . « 4 » پس اين عقبه در حرب بدر هم بر دست پيغامبر عليه السّلم كشته شد . و اين سوره اندر كار پيغامبر عليه السّلم آمده است ، و اندران علامتها كه ازو پديد آمده بود بروزگار نوشروان و فرزندان او ، و آن خواب كه نوشروان ديده بود كه : آتشى آمدى از آسمان و همه كوشك نوشروان بسوختى و كنگرههاى كوشك او بيفتادى مگر چهارده كنگره كه بماند . و اين بدان وقت بود كه پيغامبر عليه السّلم از مادر در وجود آمده بود چنان كه « 5 » پيغامبر عليه السّلم گفته است : ولدت فى زمن ملك عادل . گفت كه : من اندر زمانهء ملكى عادل در وجود آمدم . « 6 » و چون
--> ( 1 ) هيچ چيز . ( صو ) ( 2 ) الحجرات 6 ( 3 ) الفرقان 27 ( 4 ) تا تنها بيافتش اندر بطحاى مكه و دستار به گردن او كرد و او را خبه كرد تا مردمان فرا رسيدند و او را خوار كردند . ( صو ) ( 5 ) از مادر بزاده بود . نهبينى . ( صو ) ( 6 ) زادم . ( صو )